فرهنگ آریانپور
کار یکنواخت
#۱۵۳٬۷۳۸
grind
(past: ground ; past participle: ground) ـ کوبیدن، عمل خرد کردن یا آسیاب کردن، سایش، کار یکنواخت، آسیاب کردن، خرد کردن، تیز کردن، سائیدن، اذیت کردن، آسیاب شدن، سخت کار کردن
treadmill
چرخ افقى بزرگى که زندانیان آن را به حرکت درآورند، چرخ عصارخانه، کار پر زحمت