واژههای فارسی←کار ورزفرهنگ آریانپورکار ورز#۱۵۳٬۷۲۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱internداخل شدن در، وارد کردن، توقیف کردن کار ورز، (پزشکى) انترن، پزشک مقیم بیمارستانواژههای نزدیک در الفباکابین فضاناومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکابین ناوبرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکابین یا اطاقک چوبیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکابین یدکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکابینتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکابینهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر