فرهنگ آریان‌پور

کار مشکل

#۱۵۳٬۶۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

chore

کارهاى عادى و روزمره، کار مشکل، کار سخت و طاقت فرسا

۲

task

تکلیف، وظیفه، کار، امر مهم، زیاد خسته کردن، به کارى گماشتن، تهمت زدن، تحمیل کردن