فرهنگ آریان‌پور

کار محوله

#۱۵۳٬۶۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

errand

پیغام، ماموریت، فرمان، پیغام برى، پیغام رسانى

۲

assignment

گمارش، واگذارى، انتقال قانونى، حواله، تخصیص اسناد، تکلیف درسى و مشق شاگرد، وظیفه، ماموریت