فرهنگ آریانپور
کار کننده
#۱۵۳٬۶۵۳
operant
موثر، عامل، کار کننده، فعالیت کننده
working
کار، کار کردن، عملى شدن، شغل، وظیفه، زیست، عمل، عملکرد، نوشتجات، آثار ادبى یا هنرى، (در جمع) کارخانه، استحکامات، موثر واقع شدن، عمل کردن work
#۱۵۳٬۶۵۳
موثر، عامل، کار کننده، فعالیت کننده
کار، کار کردن، عملى شدن، شغل، وظیفه، زیست، عمل، عملکرد، نوشتجات، آثار ادبى یا هنرى، (در جمع) کارخانه، استحکامات، موثر واقع شدن، عمل کردن work