فرهنگ آریان‌پور

کار کردن با تلاش

#۱۵۳٬۶۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

slog

ضربت سخت، سیلى، کوشش سخت، تقلا، ضربت سخت زدن، پرتاب کردن، تقلا کردن