واژههای فارسی←کار کار در اوردن - از -فرهنگ آریانپورکار کار در اوردن - از -#۱۵۳٬۶۰۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱work outاز کار کار در آوردن، در اثر زحمت و کار ایجاد کردن، حل کردن، تعبیه کردن، تدبیر کردن، تمرینواژههای نزدیک در الفباکابین فضاناومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکابین ناوبرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکابین یا اطاقک چوبیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکابین یدکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکابینتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکابینهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر