فرهنگ آریان‌پور

کار فرعی

#۱۵۳٬۶۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

avocation

کار فرعى، کار جزیى، مشغولیت، سرگرمى، کار، حرفه، کسب

۲

sideline

خطوط طرفین میدان بازى، از بازى یا معرکه خارج کردن، کار یا چیز فرعى