فرهنگ آریانپور
کار شاق
#۱۵۳٬۵۷۲
moil
جان کندن، مرطوب کردن، چرک کردن، کار شاق
ordeal
امتحان سخت براى اثبات بیگناهاى، کار شاق
labor
(labour =) ـ کار، رنج، زحمت، کوشش، درد زایمان، کارگر، عمله، حزب کارگر، زحمت کشیدن، تقلا کردن، کوشش کردن
gantlet
(gauntlet =) ـ محل تلاقى دو خط راه آهن، دستکش تلاقى کردن
slavery
بندگى، بردگى tall order
travail
مشقت، درد زایمان، رنج بردن، رنج زحمت، درد کشیدن