فرهنگ آریان‌پور

کار سر هم بندی

#۱۵۳٬۵۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

botch

سنبل کردن، خراب کردن، از شکل انداختن، وصله و پینه بدنما، کار سر هم بندى، ورم

۲

patchwork

وصله دوزى، مرصع، چهل تکه، قلابدوزى، کار سر هم بندى، جسته گریخته، آش شله قلمکار