فرهنگ آریان‌پور

کار سخت و طاقت فرسا

#۱۵۳٬۵۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

chore

کارهاى عادى و روزمره، کار مشکل، کار سخت و طاقت فرسا

۲

grind

(past: ground ; past participle: ground) ـ کوبیدن، عمل خرد کردن یا آسیاب کردن، سایش، کار یکنواخت، آسیاب کردن، خرد کردن، تیز کردن، سائیدن، اذیت کردن، آسیاب شدن، سخت کار کردن