فرهنگ آریان‌پور

اماده‌ کردن (2)

#۱۵٬۳۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

prep

مدرسه مقدماتى، مسابقه آزمایشى، مدرسه ابتدایى، دبستان طبق‌ فرایند یا شیوه‌ خاصی‌

۲

groom

مرد، مهتر، داماد، تیمار کردن، آراستن، زیبا کردن، داماد شدن

۳

process

مراحل مختلف چیزى، پیشرفت تدریجى و مداوم، جریان عمل، مرحله، دوره عمل، طرز عمل، تهیه کردن، مراحلى را طى کردن، به انجام رساندن، تمام کردن، فرا گرد، فراشد، روند، فرآیند، پردازش کردن process برای‌ شغل‌ یا هدف‌ ویژه‌ ای‌