فرهنگ آریان‌پور

کار سخت

#۱۵۳٬۵۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

perspiration

عرق بدن، کار سخت، عرق ریزى

۲

task

تکلیف، وظیفه، کار، امر مهم، زیاد خسته کردن، به کارى گماشتن، تهمت زدن، تحمیل کردن

۳

overwork

کار زیاد دادن به، کار زیاد از گرده (کسى) کشیدن، خسته کردن

۴

servitude

بندگى، بردگى، خدمت اجبارى، رعیتى

۵

lucubration

مطالعه سخت، دود چراغ خورى، شب زنده دارى