فرهنگ آریانپور
کار سخت
#۱۵۳٬۵۵۸
perspiration
عرق بدن، کار سخت، عرق ریزى
task
تکلیف، وظیفه، کار، امر مهم، زیاد خسته کردن، به کارى گماشتن، تهمت زدن، تحمیل کردن
overwork
کار زیاد دادن به، کار زیاد از گرده (کسى) کشیدن، خسته کردن
servitude
بندگى، بردگى، خدمت اجبارى، رعیتى
lucubration
مطالعه سخت، دود چراغ خورى، شب زنده دارى