فرهنگ آریان‌پور

کار روز مزد و اتفاقی

#۱۵۳٬۵۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

char

(charr =) ـ برگشتن، انجام دادن، کردن، بازگشت، فرصت، کار روز مزد و اتفاقى، ذغال، تبدیل به ذغال کردن، نیمسوز کردن، نیمسوز شدن، جسم زغال

۲

chare

برگشتن، انجام دادن، کردن، بازگشت، فرصت، کار روز مزد و اتفاقى