واژههای فارسی←کار در امده - از -فرهنگ آریانپورکار در امده - از -#۱۵۳٬۵۱۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱workerعمله، کارگر، ایجاد کننده، از کار در آمده۲worked upتهییج شده، ترغیب شده، از کار در آمدهواژههای نزدیک در الفباکابین فضاناومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکابین ناوبرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکابین یا اطاقک چوبیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکابین یدکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکابینتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکابینهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر