فرهنگ آریان‌پور

کار پر زحمت

#۱۵۳٬۴۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

toil

رنج، محنت، کار پر زحمت، کشمکش، ستیز، پیکار، مجادله، بحث و جدل، محصول رنج، زحمت کشیدن، رنج بردن، تور یاتله، دام

۲

drudgery

جان کنى، کار پر زحمت

۳

treadmill

چرخ افقى بزرگى که زندانیان آن را به حرکت درآورند، چرخ عصارخانه، کار پر زحمت