فرهنگ آریان‌پور

کار بیهوده کردن

#۱۵۳٬۴۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

frivol

کار بیهوده کردن، وقت تلف کردن، به هدر دادن

۲

piddle

کار بیهوده کردن، وقت گذراندن، به ناز چیز خوردن، با خوراک بازى کردن، (زبان بچه) جیش کردن

۳

fiddle

ویولن، کمانچه، ویولن زدن، زرزر کردن، کار بیهوده کردن