فرهنگ آریان‌پور

کار بیهوده

#۱۵۳٬۴۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

farce

نمایش خنده آور، تقلید، لودگى، مسخرگى، کار بیهوده

۲

fribble

بیهودگى، کار بیهوده، آدم سبک، یاوه گویى کردن، لکنت داشتن، ور رفتن

۳

inanity

پوچى، بى مغزى، بیهودگى، کار بیهوده، بطالت

۴

futility

(futileness =) ـ عبثى، بى فایدگى، بیهوده گى، پوچى

۵

rigmarole

چرند، جفنگ، حرف بى ربط، بى ربط، بى معنى

۶

fool's errand

فرستادن دنبال نخود سیاه