فرهنگ آریان‌پور

کار افتاده - از -

#۱۵۳٬۴۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

sear

علامت داغ، پژمرده، خشکیده، از کار افتاده، خسته، خشکاندن، سوزاندن، داغ کردن پژمرده کردن یا شدن

۲

kaput

کاملاً شک ست خورده، منکوب، از کار افتاده

۳

seedy

تخمى، تخم دار، به تخم افتاده، مندرس، از کار افتاده

۴

disabled

ناتوان، عاجز، از کار افتاده

۵

obsolete

مهجور، غیرمتداول، متروک، منسوخ، متروکه، کهنه، از کار افتاده

۶

superannuated

متروکه دانستن، بازنشسته دانستن یاشدن، کهنه شدن، از مد افتادن، سالخورده شدن

۷

lame duck

علیل و ناتوان، از کار افتاده

۸

hors de combat

از کار افتاده، از میدان رزم خارج شده