فرهنگ آریانپور
کار افتاده - از -
#۱۵۳٬۴۰۸
sear
علامت داغ، پژمرده، خشکیده، از کار افتاده، خسته، خشکاندن، سوزاندن، داغ کردن پژمرده کردن یا شدن
kaput
کاملاً شک ست خورده، منکوب، از کار افتاده
seedy
تخمى، تخم دار، به تخم افتاده، مندرس، از کار افتاده
disabled
ناتوان، عاجز، از کار افتاده
obsolete
مهجور، غیرمتداول، متروک، منسوخ، متروکه، کهنه، از کار افتاده
superannuated
متروکه دانستن، بازنشسته دانستن یاشدن، کهنه شدن، از مد افتادن، سالخورده شدن
lame duck
علیل و ناتوان، از کار افتاده
hors de combat
از کار افتاده، از میدان رزم خارج شده