فرهنگ آریان‌پور

کار ازموده

#۱۵۳٬۳۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

veteran

کهنه کار، کهنه سرباز، سرباز سابق، کار آزموده

۲

old

پیر، سالخورده، کهن سال، مسن، فرسوده، دیرینه، قدیمى، کهنه کار، پیرانه، کهنه، گذشته، سابقى، باستانى