فرهنگ آریان‌پور

کار - تازه -

#۱۵۳٬۳۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

ham

گوشت ران، ران خوک نمک زده، (در جمع) ران و کفل، مقلد بى ذوق و بى مزه، (مجازى) تازه کار، به طور اغراق آمیزى عمل کردن، ژامبون

۲

colt

کره اسب، شخص ناآزموده، تازه کار، نوعى طپانچه

۳

novice

تازه کار، نو آموز، مبتدى، جدیدالایمان، آدم ناشى، نوچه

۴

rookie

تازه کار

۵

jackleg

خام دست، تازه کار، ناشى، نادرست، موقتى، دم دست

۶

beginner

مبتدى، تازه کار

۷

debutant

نوازنده یا ناطقى که براى نخستین بار در جلو عموم ظاهر مى شود، دخترى که براى اولین مرتبه در جامعه وارد مى شود، تازه کار، خام دست

۸

noviciate

(novitiate =) ـ مرحله تازه کارى، کار آموزى، تازه کار

۹

freshwater

وابسته به آب شیرین، (مجازى) تازه کار