فرهنگ آریانپور
کار - تازه -
#۱۵۳٬۳۰۸
ham
گوشت ران، ران خوک نمک زده، (در جمع) ران و کفل، مقلد بى ذوق و بى مزه، (مجازى) تازه کار، به طور اغراق آمیزى عمل کردن، ژامبون
colt
کره اسب، شخص ناآزموده، تازه کار، نوعى طپانچه
novice
تازه کار، نو آموز، مبتدى، جدیدالایمان، آدم ناشى، نوچه
rookie
تازه کار
jackleg
خام دست، تازه کار، ناشى، نادرست، موقتى، دم دست
beginner
مبتدى، تازه کار
debutant
نوازنده یا ناطقى که براى نخستین بار در جلو عموم ظاهر مى شود، دخترى که براى اولین مرتبه در جامعه وارد مى شود، تازه کار، خام دست
noviciate
(novitiate =) ـ مرحله تازه کارى، کار آموزى، تازه کار
freshwater
وابسته به آب شیرین، (مجازى) تازه کار