فرهنگ آریان‌پور

کاچال ها

#۱۵۳٬۲۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

fittings

مناسب، بجا، بمورد، بموقع، پرو لباس، جفت سازى، سوار کنى، لوازم fitting