فرهنگ آریانپور
قیمه
#۱۵۳٬۰۹۲
farcing
قیمه
executrix
قیمه، وصیه، زن اجرا کننده
forcemeat
قیمه (ترکى)، کنسرو
mince
ریزه، ریز ریز کردن، قیمه کردن، خرد کردن، حرف خود را خوردن، تلویحا گفتن، قیمه، گوشت قیمه
stuffing
چیز، ماده، کالا، جنس، مصالح، پارچه، چرند، پر کردن، تپاندن، چپاندن، انباشتن