فرهنگ آریان‌پور

قیمه

#۱۵۳٬۰۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

farcing

قیمه

۲

executrix

قیمه، وصیه، زن اجرا کننده

۳

forcemeat

قیمه (ترکى)، کنسرو

۴

mince

ریزه، ریز ریز کردن، قیمه کردن، خرد کردن، حرف خود را خوردن، تلویحا گفتن، قیمه، گوشت قیمه

۵

stuffing

چیز، ماده، کالا، جنس، مصالح، پارچه، چرند، پر کردن، تپاندن، چپاندن، انباشتن