فرهنگ آریان‌پور

قیمت

#۱۵۳٬۰۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

cost

(past: cost ; past participle: cost) ـ هزینه، ارزش، ارزیدن، بها، خرج، قیمت داشتن، ارزش داشتن

۲

price

ارزش، قیمت، بها، بها قائل شدن، قیمت گذاشتن

۳

value

ارزش، قدر، بها، قیمت، ارج، مقدار، قیمت کردن، قدردانى کردن، گرامى داشتن

۴

worth

ارزش، قیمت، بها، سزاوار، ثروت، با ارزش

۵

bourse

کیسه، صرافى، مبادله، بورس، حمل، قیمت

۶

estimate

تخمین، تخمین زدن، براورد کردن، برآورد، دیدزنى، تقویم، ارزیابى، قیمت، شهرت، اعتبار، برآورد کردن

۷

rate

درچند، نرخ، سرعت، روش، طرز، منوال، نرخ بستن بر، بها گذاشتن بر، بر آورد کردن، شمردن، میزان، ارزیابى کردن

۸

valuation

ارزیابى، بها، تقویم، ارزشگذارى