فرهنگ آریانپور
قیم
#۱۵۳٬۰۳۲
executor
مجرى، مامور اجرا، وصى، قیم
guardant
(guardian =) ـ نگهبان، ولى (اولیاء)، (حقوق) قیم
guardian
نگهبان، ولى (اولیاء)، (حقوق) قیم
tutelary
داراى قیم یا سرپرست، داراى محافظ و حامى، وابسته به قیمومت، وابسته به سرپرست، قیمومتى
executrix
قیمه، وصیه، زن اجرا کننده
protector
نگهدار، پشتیبان، حامى، سرپرست، قیم، نیکدار
bigbrother
برادر بزرگتر، قیم، رهبر در کار یا عقیده اى
ward
نگهبان، سلول زندان، اتاق عمومى بیماران بسترى، صغیرى که تحت قیومت باشد، محجور، نگهدارى کردن، توجه کردن
keeper
نگهدار، نگهبان، حافظ
administrator
فرمدار، مدیر، رئیس، (حقوق) مدیر تصفیه، وصى و مجرى