فرهنگ آریان‌پور

قیم

#۱۵۳٬۰۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

executor

مجرى، مامور اجرا، وصى، قیم

۲

guardant

(guardian =) ـ نگهبان، ولى (اولیاء)، (حقوق) قیم

۳

guardian

نگهبان، ولى (اولیاء)، (حقوق) قیم

۴

tutelary

داراى قیم یا سرپرست، داراى محافظ و حامى، وابسته به قیمومت، وابسته به سرپرست، قیمومتى

۵

executrix

قیمه، وصیه، زن اجرا کننده

۶

protector

نگهدار، پشتیبان، حامى، سرپرست، قیم، نیکدار

۷

bigbrother

برادر بزرگتر، قیم، رهبر در کار یا عقیده اى

۸

ward

نگهبان، سلول زندان، اتاق عمومى بیماران بسترى، صغیرى که تحت قیومت باشد، محجور، نگهدارى کردن، توجه کردن

۹

keeper

نگهدار، نگهبان، حافظ

۱۰

administrator

فرمدار، مدیر، رئیس، (حقوق) مدیر تصفیه، وصى و مجرى