فرهنگ آریان‌پور

قیل و قال

#۱۵۳٬۰۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

fracas

قیل و قال، مزاحمت، زد و خورد، بلوا

۲

row

سطر، ردیف، پارو زدن، راندن، رج، قطار، راسته، صف، ردیف چند خانه، ردیف کردن، قرار دادن، بخط کردن، قیل و قال

۳

noise

خش، اختلال، پارازیت، سر و صدا، صدا، شلوغ، قیل و قال، طنین، صدا راه انداختن، شایعه و تهمت

۴

jangle

جنجال، قیل و قال، داد و بیداد، غوغا، جنجال کردن، داد و بیداد کردن، غوغا کردن

۵

ruction

(در گویش) همهمه، سر و صدا، قیل و قال، داد

۶

ado

(atdo =) ـ مصدرحال فعل to do مثل to have ado است به معنى " کار داشتن " و " پرمشغله بودن " و " گرفتارى " battle royal pl battles royal

۷

din

صداى بلند، غوغا، طنین بلند، طنین افکندن

۸

shindy

(shindig =) ـ (زبان عامیانه، آمریکایى) مجلس انس و رقص، بزم

۹

discord

ناسازگارى، اختلاف، دعوا، نزاع، نفاق، ناجور بودن، ناسازگار بودن

۱۰

controversy

هم ستیزى، مباحثه، جدال، ستیزه، بحث