فرهنگ آریانپور
قیل و قال
#۱۵۳٬۰۲۵
fracas
قیل و قال، مزاحمت، زد و خورد، بلوا
row
سطر، ردیف، پارو زدن، راندن، رج، قطار، راسته، صف، ردیف چند خانه، ردیف کردن، قرار دادن، بخط کردن، قیل و قال
noise
خش، اختلال، پارازیت، سر و صدا، صدا، شلوغ، قیل و قال، طنین، صدا راه انداختن، شایعه و تهمت
jangle
جنجال، قیل و قال، داد و بیداد، غوغا، جنجال کردن، داد و بیداد کردن، غوغا کردن
ruction
(در گویش) همهمه، سر و صدا، قیل و قال، داد
ado
(atdo =) ـ مصدرحال فعل to do مثل to have ado است به معنى " کار داشتن " و " پرمشغله بودن " و " گرفتارى " battle royal pl battles royal
din
صداى بلند، غوغا، طنین بلند، طنین افکندن
shindy
(shindig =) ـ (زبان عامیانه، آمریکایى) مجلس انس و رقص، بزم
discord
ناسازگارى، اختلاف، دعوا، نزاع، نفاق، ناجور بودن، ناسازگار بودن
controversy
هم ستیزى، مباحثه، جدال، ستیزه، بحث