فرهنگ آریان‌پور

قیف

#۱۵۳٬۰۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

funnel

قیف، دودکش، بادگیر، شکل قیفى داشتن، (مجازى) باریک شدن، (کالبد شکافى) عضو یا اندام قیفى شکل

۲

cone

مخروط، میوه کاج، هر چیز مخروطى یاکله قندى، مخروطى شکل کردن، قیف (براى بستنى قیفى) ـ

۳

hopper

ناودان، جهنده، هر گونه حشره جهنده، لى لى کننده، قیف