فرهنگ آریانپور
امادن
#۱۵٬۳۰۰
ready
آماده کردن، مهیا کردن، حاضر کردن، آماده
supply
فرآورده، تهیه کردن، رساندن، دادن به، عرضه داشتن، تدارک دیدن، تولید کردن، موجودى، لزوم، آذوقه، منبع، تامین کردن
prepare
آماده کردن، تدارک دیدن، پستا کردن، مهیا ساختن، مجهز کردن، آماده شدن، ساختن
provide
تهیه کردن، مقرر داشتن، تدارک دیدن، آماده کردن، تهیه دیدن، وسیله فراهم کردن، میسر ساختن، تامین کردن توشه دادن
recruit
تازه سرباز، کارمند تازه، نو آموز استخدام کردن، نیروى تازه گرفتن، حال آمدن