فرهنگ آریان‌پور

قید کفیل ازاد کردن - به -

#۱۵۲٬۹۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

bail

توقیف، حبس، واگذارى، انتقال، ضمانت، کفالت، بامانت سپردن، کفیل گرفتن، تسمه، حلقه دور چلیک، سطل، به قید کفیل آزاد کردن

۲

bail out

به قید کفیل آزاد کردن و شدن، با پاراشوت از هواپیما پریدن