فرهنگ آریان‌پور

قید کردن

#۱۵۲٬۹۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

stipulate

میثاق بستن، پیمان بستن، تصریح کردن، قید کردن، قرار گذاشتن

۲

state

حالت، کشور، ایالت، توضیح دادن، جزء به جزء شرح دادن، اظهار داشتن، اظهار کردن، تعیین کردن، حال، چگونگى، کیفیت، دولت، استان، ملت، جمهورى، کشورى، دولتى state ـ (47)

۳

provide

تهیه کردن، مقرر داشتن، تدارک دیدن، آماده کردن، تهیه دیدن، وسیله فراهم کردن، میسر ساختن، تامین کردن توشه دادن