فرهنگ آریان‌پور

قید

#۱۵۲٬۹۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

bond

قید، بند، زنجیر، (مجازى) قرارداد الزام آور، عهد و میثاق، هر چیزى که شخص را مقید سازد، معاهده، قرارداد، کفیل، رابطه، پیوستگى، ضمانت، (حقوق) تضمین نامه یا تعهدنامه دایر به پرداخت وجه، رهن کردن، تضمین کردن، اوراق قرضه

۲

adverb

قید، ظرف، معین فعل، قیدى، عبارت قیدى

۳

constraint

قید، محدودیت، اجبار، اضطرار، فشار، گرفتارى، توقیف

۴

bind

(past: bound ; past participle: bound) ـ بستن، گرفتار و اسیر کردن، مقید و محصور کردن، به هم پیوستن، چسباندن، صحافى کردن و دوختن، الزام آور و غیر قابل فسخ کردن (به وسیله تعهد یا بیعانه)، متعهد و ملزم ساختن، بند، قید، بستگى، علاقه، مقید کردن، جلد کردن

۵

clamp

گیره، بند، انبرک، با گیره نگاه داشتن، با قید و منگنه محکم بستن دستور زبان‌

۶

bridle

افسار، عنان، قید، دهه کردن، (مجازى) جلوگیرى کردن از، رام کردن، کنترل کردن

۷

fetter

بخو، پابند، زنجیر، (مجازى) قید، مانع، مقید کردن، در زیر غل و زنجیر آوردن

۸

hamper

از کار بازداشتن، مانع شدن، مختل کردن، قید

۹

manacle

دست بند (مخصوص دزدان و غیره)، قید، بند، زنجیر، بخو، دستبندزدن، زنجیر کردن

۱۰

proviso

شرط، قید، بند، جمله شرطى

۱۱

modality

چگونگى، کیفیت، عرضیت، شرط، قید

۱۲

assurance

پشتگرمى، اطمینان، دلگرمى، خاطرجمعى، گستاخى، بیمه (مخصوصاً بیمه عمر)، تعهد، قید، گرفتارى، ضمانت، وثیقه، تضمین، گروى

۱۳

provision

تهیه، قید، توشه، تدارک، شرط، بند، ماده، قوانین، سورسات رساندن، مقرر داشتن، شرط کردن

۱۴

qualification

صفت، شرط، قید، وضعیت، شرایط، صلاحیت، توصیف

۱۵

in this dictionary

علایم اختصارى " n " : اسم \n" pl " : اسم جمع \n" vi " : فعل لازم \n" vt " : فعل متعدى \n" adj " : صفت \n" adv " : قید \n" conj " : حرف ربط \n" prep " : حرف اضافه \n" pref " : پیشوند \n" suff " : پسوند