فرهنگ آریان‌پور

قیچی کردن

#۱۵۲٬۹۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

snip

چیدن، زدن، قیچى کردن، پشم چیدن، بسرعت قاپیدن، کش رفتن، قطعه، برش، آدم احمق، ته سیگار، آدم کوچک یابى اهمیت

۲

share

سهم، تسهیم کردن، سهم بردن، حصه، بخش، بهره، قسمت، بخش کردن، قیچى کردن

۳

shear

(past: sheared ; past participle: shorn, sheared) ـ چیدن مو، چیدن پشم گوسفند و غیره، بریدن، شکاف دادن، قیچى کردن، اسباب برش قیچى، ماشین برش