فرهنگ آریان‌پور

قیافه

#۱۵۲٬۸۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

gest

(geste =) ـ حرکت، کار نمایان، هم صحبت، رفتار، قیافه، اشاره

۲

leer

جنبه، قیافه، رنگ قیافه، منظر، نگاه کج، نگاه چپ، نگاه دزدکى، از گوشه چشم نگاه کردن، نگاه کج کردن، خالى، تهى، مجوف

۳

look

نگاه، نظر، نگاه کردن، نگریستن، دیدن، چشم را به کار بردن، قیافه، ظاهر، به نظر آمدن مراقب بودن، وانمود کردن، ظاهر شدن، جستجو کردن

۴

mien

سیما، وضع، قیافه، ظاهر

۵

geste

(gest =) ـ حرکت، کار نمایان، هم صحبت، رفتار، قیافه، اشاره

۶

sight

بینایى، دید، نظر، منظره، رویت کردن، بینش، باصره، تماشا، آلت نشانه روى، جلوه، قیافه، جنبه، چشم، قدرت دید، دیدگاه، هدف، دیدن، دید زدن، نشان کردن، بازرسى کردن

۷

gesture

اشاره، حرکت، اشارات و حرکات در موقع سخن گفتن، وضع، رفتار، ژست، قیافه، ادا

۸

expression

بیان، تجلى، ابراز، کلمه بندى، سیما، قیافه، مبین

۹

countenance

سیما، قیافه، رخ، تشویق کردن، پشتیبانى کردن

۱۰

face

صورت، نما، روى، مواجه شدن، رخ، رخسار، رو، چهره، طرف، سمت، وجه، ظاهر، منظر، رو به رو ایستادن، رویاروى شدن، پوشاندن سطح، تراشیدن، صاف کردن، روکش کردن

۱۱

front

جلو، پیش، صف پیش، نما، طرز برخورد، جلودار، منادى، جبهه جنگ، به طرف جلو، رو کردن به، مواجه شده با، رو به روى هم قرار دادن، مقدمه نوشتن بر، در صف جلو قرار گرفتن front lineament person visage

۱۲

figure

شکل، صورت، شخص، نقش، رقم، عدد، کشیدن، تصویر کردن، مجسم کردن، حساب کردن، شمردن، پیکر