فرهنگ آریانپور
قوی
#۱۵۲٬۷۷۹
potent
قوى، پرزور، نیرومند
forceful
قوى، موثر، موکد
strong
نیرومند، قوى، پر زور، محکم، سخت strong بو ablebodied
hard
سخت، بسختى، مشکل، به زحمت، با درشتى قهوه شراب
iron
آهن - (Fe)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 26 و جرم اتمى 55.845 گرم بر مول اطو، اتو، اتو کردن، اتو زدن، آهن پوش کردن
heady
تند، بى پروا، عجول شدید، مست کننده
steady
یکنواخت، محکم، پرپشت، استوار، ثابت، پى درپى، مداوم، پیوسته و یکنواخت کردن، استوار یا محکم کردن، ساکن شدن
nervous
عصبى مربوط به اعصاب، عصبانى، متشنج، دستپاچه واژه هاى شامل
generous
سخى، بخشنده، زیاد شخص عامیانه
muscular
عضلانى
powerhouse
موتور خانه، مرکز قوه محرکه، نیروگاه