فرهنگ آریان‌پور

قوه دید

#۱۵۲٬۷۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

seeing

(past: saw ; past participle: seen) ـ دیدن، مشاهده کردن، نگاه کردن، فهمیدن، مقر یا حوزه اسقفى، بنگر