فرهنگ آریان‌پور

قوه

#۱۵۲٬۷۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

faculty

استادان دانشکده یا دانشگاه، استعداد، قوه ذهنى، استعداد فکرى

۲

strength

نیرو، زور، قوت، قوه، توانایى، دوام، استحکام

۳

cell

یاخته، سلول، باطرى، پیل، زندان تکى، سلول یک نفرى، حفره

۴

power

زور، قدرت، برترى، توان، نیرو، اقتدار، سلطه نیروى برق، قدرت دید ذره بین، نیرو بخشیدن به، نیرومند کردن، زور به کار بردن، برق power برق‌

۵

sinew

رگ و پى، پى، وتر، تار و پود، رباط

۶

battery

باطرى، باترى، (علوم نظامى) آتشبار، صداى طبل، حمله با توپخانه، ضرب و جرح

۷

exponent

تعریف کننده، شرح دهنده، نماینده، توان، نما