فرهنگ آریان‌پور

قوم و خویش

#۱۵۲٬۶۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

kin

خویشاوند، قوم و خویش، خویشى

۲

folk

مردم، گروه، قوم و خویش، ملت

۳

kindred

خویش، خویشاوند، قوم و خویشى، وابستگى

۴

family

خاندان، خانواده، فامیلى

۵

people

مردم، خلق، مردمان، جمعیت، قوم، ملت، آباد کردن، پرجمعیت کردن، ساکن شدن

۶

kinfolk

اقوام، خویشاوندان

۷

relation

رابطه، نسبت، خویش، (relational) وابستگى، ارتباط، شرح، خویشاوند، کارها، نقل قول، وابسته به نسبت یا خویشى

۸

relative

نسبى، خویشاوند، راجع، منسوب، وابسته، خودى