فرهنگ آریانپور
قوم و خویش
#۱۵۲٬۶۹۷
kin
خویشاوند، قوم و خویش، خویشى
folk
مردم، گروه، قوم و خویش، ملت
kindred
خویش، خویشاوند، قوم و خویشى، وابستگى
family
خاندان، خانواده، فامیلى
people
مردم، خلق، مردمان، جمعیت، قوم، ملت، آباد کردن، پرجمعیت کردن، ساکن شدن
kinfolk
اقوام، خویشاوندان
relation
رابطه، نسبت، خویش، (relational) وابستگى، ارتباط، شرح، خویشاوند، کارها، نقل قول، وابسته به نسبت یا خویشى
relative
نسبى، خویشاوند، راجع، منسوب، وابسته، خودى