فرهنگ آریانپور
قول
#۱۵۲٬۶۴۶
behest
قول، وعده، موعود، امر، دستور
vow
نذر، پیمان، عهد، قول، شرط، عهد کردن
avow
نذر، پیمان، عهد، قول، شرط، تعیین، عزم، تصمیم، نذر کردن، قسم خوردن، وقف کردن
word
کلمه، واژه، لغت، لفظ، گفتار، سخن، حرف، عبارت، پیغام، خبر، قول، عهد، فرمان، لغات را به کار بردن، بالغات بیان کردن
parol
کلمه، قول، گفته
promise
وعده، قول، عهد، پیمان، نوید، انتظار وعده دادن، قول دادن، پیمان بستن
faith
ایمان، عقیده، اعتقاد، دین، پیمان، کیش
troth
وفا، وفادارى، پیمان، (معنى مجازى) نامزد کردن، راستى، براستى، از روى ایمان، نامزدى
pledge
در گروگان، گرو، وثیقه، ضمانت، بیعانه، باده نوشى به سلامتى کسى، به سلامتى، نوش، تعهد و التزام، گرو گذاشتن، به سلامتى کسى باده نوشیدن، متعهد شدن، التزام دادن
version
شرح ویژه، ترجمه، تفسیر، نسخه، متن