فرهنگ آریانپور
قوس زدن
#۱۵۲٬۵۸۴
arc
قوس، کمان، طاق، هلال، جرقه
curve
خط منحنى، چیز کج، خط خمیده انحناء، پیچ، منحنى، خم
round
گرد، بى خرده، نوبت، گرد کردن، بى خرده کردن، گرد (gerd) کردن، کامل کردن، تکمیل کردن، دور زدن، مدور، گردى، منحنى، دایره وار، عدد صحیح، مبلغ زیاد
sweep
(past: swept ; past participle: swept) ـ روبیدن، رفت و برگشت، روفتن، جاروب کردن، زدودن، از این سو به آن سوحرکت دادن، بسرعت گذشتن از، وسعت میدان دید، جارو