فرهنگ آریان‌پور

قوز

#۱۵۲٬۵۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

hump

قوز، کوژ، کوهان، برآمدگى گرد، پیاده روى، قوز کردن، تروشرویى کردن، روى کول انداختن

۲

kyphosis

قوز، کوژ

۳

hunch

خم کردن، به شکل قوز درآوردن، تنه زدن، قوز، کوژ، قلنبه، فشار با آرنج، کوهان، ظن، احساس وقوع امرى در آینده

۴

crouch

دولا شدن، قوز کردن (از ترس و سرما)

۵

gibbosity

(swelling، protuberance) قوز، پیش آمدگى، بر آمدگى

۶

stoop

دولاشدن، خم شدن، سرفرود آوردن، خمیدگى، تمکین، خشوع کردن

۷

slouch

آدم بى دست و پا، آدم بى کاره و بى کفایت، تنبل، با سر خمیده و دولا دولا راه رفتن سر به زیر، خمیده بودن، آویخته بودن، آویختن، پوست انداختن