فرهنگ آریانپور
قوز
#۱۵۲٬۵۵۶
hump
قوز، کوژ، کوهان، برآمدگى گرد، پیاده روى، قوز کردن، تروشرویى کردن، روى کول انداختن
kyphosis
قوز، کوژ
hunch
خم کردن، به شکل قوز درآوردن، تنه زدن، قوز، کوژ، قلنبه، فشار با آرنج، کوهان، ظن، احساس وقوع امرى در آینده
crouch
دولا شدن، قوز کردن (از ترس و سرما)
gibbosity
(swelling، protuberance) قوز، پیش آمدگى، بر آمدگى
stoop
دولاشدن، خم شدن، سرفرود آوردن، خمیدگى، تمکین، خشوع کردن
slouch
آدم بى دست و پا، آدم بى کاره و بى کفایت، تنبل، با سر خمیده و دولا دولا راه رفتن سر به زیر، خمیده بودن، آویخته بودن، آویختن، پوست انداختن