فرهنگ آریانپور
قورت دادن
#۱۵۲٬۵۴۴
gulp
قورت، جرعه، لقمه بزرگ، بلع، قورت دادن، فرو بردن، صداى حاصله از عمل بلع
poop
کشتیدم، صداى قلپ، صداى کوتاه، قسمت بلند عقب کشتى، صداى بوق ایجاد کردن، قورت دادن، تفنگ در کردن، باد و گاز معده را خالى کردن، گوزیدن، باعقب کشتى تصادم کردن، فریفتن، آدم احمق، از نفس افتادن، خسته و مانده شدن، تمام شدن
englut
بلع کردن، قورت دادن، سیر کردن
gobble
حریصانه خوردن، تند خوردن، قورت دادن، صداى بوقلمون در آوردن
ingest
به شکم فرو بردن، قورت دادن، در هیختن
ingestion
در هنج، در هنگ، قورت دادن، داخل معده کردن، فرو برى
swallow
پرستو، چلچله، مرى، عمل بلع، فورت دادن، فرو بردن، بلعیدن