فرهنگ آریان‌پور

قورت دادن

#۱۵۲٬۵۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

gulp

قورت، جرعه، لقمه بزرگ، بلع، قورت دادن، فرو بردن، صداى حاصله از عمل بلع

۲

poop

کشتیدم، صداى قلپ، صداى کوتاه، قسمت بلند عقب کشتى، صداى بوق ایجاد کردن، قورت دادن، تفنگ در کردن، باد و گاز معده را خالى کردن، گوزیدن، باعقب کشتى تصادم کردن، فریفتن، آدم احمق، از نفس افتادن، خسته و مانده شدن، تمام شدن

۳

englut

بلع کردن، قورت دادن، سیر کردن

۴

gobble

حریصانه خوردن، تند خوردن، قورت دادن، صداى بوقلمون در آوردن

۵

ingest

به شکم فرو بردن، قورت دادن، در هیختن

۶

ingestion

در هنج، در هنگ، قورت دادن، داخل معده کردن، فرو برى

۷

swallow

پرستو، چلچله، مرى، عمل بلع، فورت دادن، فرو بردن، بلعیدن