فرهنگ آریان‌پور

قوت قلب دادن

#۱۵۲٬۵۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

nerve

عصب، پى، رشته عصبى، وتر، طاقت، قدرت، قوت قلب دادن، نیرو بخشیدن

۲

buoy

رهنماى شناور، گویچه روآبى، جسم شناور، روى آب نگاه داشتن، شناور ساختن

۳

sustain

نگهداشتن، متحمل شدن، تحمل کردن، تقویت کردن، حمایت کردن از