قوت
#۱۵۲٬۵۱۳
vis
نیرو، زور، قوت، قدرت، پیچ
food
خوراک، غذا، قوت، طعام
bread
نان، قوت، نان زدن به
punch
منگنه کردن، منگنه، مشروب مرکب از شراب و مشروبات دیگر، کوتاه، قطور، مشت، ضربت مشت، قوت، استامپ، مهر، مشت زدن بر، سوراخ کردن، پهلوان کچل
accent
تکیه ى صدا، علامت تکیه ى صدا (بدین شکل ')، لهجه، طرز قرائت، تلفظ، قوت، تاکید، تشدید، (در شعر) مد (madd)، صدا یا آهنگ اکسان (فرانسه) ـ با تکیه تلفظ کردن، تکیه دادن، تاکید کردن، اهمیت دادن
stress
فشار، تقلا، قوت، اهمیت، تاکید، مضیقه، سختى، پریشان کردن، مالیات زیاد بستن، تاکید کردن
aliment
غذا، رزق، قوت لایموت، قوت دادن، غذا دادن
emphasis
تاکید، اهمیت، قوت، تکیه
strength
نیرو، زور، قوت، قوه، توانایى، دوام، استحکام
intensity
شدت، (intension) سختى، فزونى، نیرومندى، قوت، کثرت
nutrition
تغذیه، تقویت، قوت گیرى، قوت، خوراک، غذا
maintenance
نگهداشت، نگهدارى، تعمیر، قوت، گذران، خرجى، ابقاء
diet
پرهیز، رژیم گرفتن، شورا
fare
کرایه، کرایه مسافر، مسافر کرایه اى، خوراک، گذراندن، گذران کردن
steam
بخار، دمه، بخار آب، بخار دادن، بخار کردن
nurture
پرورش، تربیت، تغذیه، غذا، بزرگ کردن (کودک)، بار آوردن بچه، پروردن