فرهنگ آریان‌پور

قوت

#۱۵۲٬۵۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

vis

نیرو، زور، قوت، قدرت، پیچ

۲

food

خوراک، غذا، قوت، طعام

۳

bread

نان، قوت، نان زدن به

۴

punch

منگنه کردن، منگنه، مشروب مرکب از شراب و مشروبات دیگر، کوتاه، قطور، مشت، ضربت مشت، قوت، استامپ، مهر، مشت زدن بر، سوراخ کردن، پهلوان کچل

۵

accent

تکیه ى صدا، علامت تکیه ى صدا (بدین شکل ')، لهجه، طرز قرائت، تلفظ، قوت، تاکید، تشدید، (در شعر) مد (madd)، صدا یا آهنگ اکسان (فرانسه) ـ با تکیه تلفظ کردن، تکیه دادن، تاکید کردن، اهمیت دادن

۶

stress

فشار، تقلا، قوت، اهمیت، تاکید، مضیقه، سختى، پریشان کردن، مالیات زیاد بستن، تاکید کردن

۷

aliment

غذا، رزق، قوت لایموت، قوت دادن، غذا دادن

۸

emphasis

تاکید، اهمیت، قوت، تکیه

۹

strength

نیرو، زور، قوت، قوه، توانایى، دوام، استحکام

۱۰

intensity

شدت، (intension) سختى، فزونى، نیرومندى، قوت، کثرت

۱۱

nutrition

تغذیه، تقویت، قوت گیرى، قوت، خوراک، غذا

۱۲

maintenance

نگهداشت، نگهدارى، تعمیر، قوت، گذران، خرجى، ابقاء

۱۳

diet

پرهیز، رژیم گرفتن، شورا

۱۴

fare

کرایه، کرایه مسافر، مسافر کرایه اى، خوراک، گذراندن، گذران کردن

۱۵

steam

بخار، دمه، بخار آب، بخار دادن، بخار کردن

۱۶

nurture

پرورش، تربیت، تغذیه، غذا، بزرگ کردن (کودک)، بار آوردن بچه، پروردن