فرهنگ آریانپور
قوام
#۱۵۲٬۴۹۴
consolidation
تحکیم، تثبیت، تقویت، ترکیب، اتحاد، قوام
formidability
نیرومندى، استوارى، استحکام، بزرگى، ممتازى، قوام
order
راسته، دسته، طبقه، زمره، صنف، آئین و مراسم، فرقه یا جماعت مذهبى، گروه خاصى، انجمن، دسته اجتماعى، سامان، نظم، انتظام، آرایش، رسم، آئین، مقام، مرتبه، سبک، طرز، مرحله، نوع، دستور، امر، درمان، امریه، فرمایش، حواله، برات دستور دادن، منظم کردن، سفارش دادن، تنظیم کردن، ترتیب، رتبه، سفارش، مرتب کردن
system
همست، همستاد، روش، طریقه، سلسله، رشته، دستگاه، جهاز، طرز، اسلوب، قاعده رویه، نظم، منظومه، نظام، سیستم system ـ (54)
dependence
بستگى، وابستگى، موکول (بودن)، عدم استقلال، توکل، تبعیت
consistency
(consistence =) ـ ثبات، استحکام، درجه غلظت، توافق، سازگارى