فرهنگ آریانپور
قهری
#۱۵۲٬۴۰۰
coercive
از روى کره و اجبار، اجبارى، قهرى
compulsory
اجبارى، قهرى
forced
زور، نیرو، جبر، عنف، نفوذ، (در جمع) قوا، عده، شدت عمل، (فیزیک) بردار نیرو، خشونت نشان دادن، درهم شکستن، قفل یا چفت را شکستن، مسلح کردن، مجبور کردن به زور گرفتن، به زور باز کردن، بى عصمت کردن، راندن، بیرون کردن، با زور جلو رفتن، تحمیل، مجبور کردن force
forcible
قوى، موثر، شدید، اجبارى