فرهنگ آریان‌پور

قهر کردن

#۱۵۲٬۳۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

huff

رنجیدن، قهر کردن، اوقات تلخى کردن، ترساندن، آماس کردن، تغیر، عصبانیت، غضب

۲

miff

زودرنج، رنجش، کدورت، قهر، قهر کردن، رنجیدن، پژمرده شدن

۳

break

(past: broke ; past participle: broken) ـ شکستن، خرد کردن، نقض کردن، شکاف، وقفه، طلوع، مهلت، شکست، از هم باز کردن، انقصال، شکستگى

۴

quarrel

پرخاش، نزاع، دعوى، دعوا، ستیزه، اختلاف، گله، نزاع کردن، دعوى کردن، ستیزه کردن