فرهنگ آریان‌پور

قنداق کردن

#۱۵۲٬۳۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

swaddle

قنداق کردن، در قنداق پیچیدن

۲

wrap

پیچیدن، بستن، پوشاندن، قنداق کردن، پوشانیدن، لفافه دار کردن، پنهان کردن، بسته بندى کردن، پتو، خفا، پنهان سازى

۳

swath

(swathe =) ـ رد پا، ردیف باریک، راه باریک، اثر ماشین چمن زنى، پیچیدن، قنداق کردن، نوار

۴

swathe

(swath =) ـ رد پا، ردیف باریک، راه باریک، اثر ماشین چمن زنى، پیچیدن، قنداق کردن، نوار