فرهنگ آریانپور
قمری
#۱۵۲٬۲۹۰
lunar
قمرى، ماهى، وابسته به ماه، ماهتابى، کمرنگ
ringdove
(جانور شناسى) قمرى، فاخته، کبوتر جنگلى
turtledove
(جانور شناسى) کبوتر قمرى (ringdove)، یار، عزیز، محبت نشان دادن
dove
(past: dived, dove ; past participle: dived) ـ شیرجه رفتن، غواصى کردن، (مجازى) فرو رفتن، تفحص کردن، شیرجه، (مج) غور dive
sure
یقیناً، محققاً، مسلماً، به طور حتم
sound
صوت، صدا، صدا کردن، به نظر رسیدن، آوا، سالم، درست، بى عیب، استوار، بى خطر، دقیق، مفهوم، صدا دادن، به گوش خوردن، به صدا درآوردن، نواختن، زدن، به طور ژرف، کاملاً، ژرفاسنجى کردن، گمانه زدن