فرهنگ آریان‌پور

قلیل

#۱۵۲٬۲۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

scrimp

قلیل، اندک، ناچیز، نحیف، تقلیل دادن، امساک کردن، خست کردن

۲

curn

دانه، ذره، قلیل

۳

scant

اندک، کم، معدود، قلیل، نحیف، مقدار قلیل، کم دادن، بخیلانه دادن، تخفیف یافتن، ناکافى

۴

curran

دانه، ذره، قلیل

۵

scarce

کمیاب، کم، نادر، اندک، تنگ، قلیل، ندرتاً

۶

skimpy

لئیم، خسیس، قلیل، اندک، نحیف، ناقص

۷

slight

مقدار ناچیز، شخص بى اهمیت، ناچیز شمارى، بى اعتنایى، تحقیر، صیقلى، تراز، لاغر، نحیف، باریک اندام، پست، حقیر، فروتن، کودن، قلیل، اندک، کم، ناچیز شمردن، تراز کردن

۸

slender

بلند و باریک، باریک، قلمى، کم، سست، ضعیف، ظریف، قلیل

۹

slim

نازک، لاغر، باریک اندام، لاغر شدن و کردن

۱۰

small

کوچک، خرده، ریز، محقر، خفیف، پست، غیر مهم، جزیى، کم، دون، کوچک شدن یا کردن small tenuous

۱۱

scruple

اندک، ذره، واحد سنجش چیز جزیى، تردید، بیم، محظور اخلاقى، نهى اخلاقى، وسواس باک، تردید داشتن، دو دل بودن، وسواس داشتن

۱۲

piddling

کار بیهوده کردن، وقت گذراندن، به ناز چیز خوردن، با خوراک بازى کردن، (زبان بچه) جیش کردن