فرهنگ آریان‌پور

قلیا

#۱۵۲٬۲۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

alkali

قلیا، ماده اى با خاصیت قلیایى مثل سودمحرق، فلز قلیایى

۲

soda

(شیمى) قلیا، جوش شیرین، سودا، کربنات سدیم، لیموناد

۳

base

پایه، مبنا، پایگاه، ته، زمینه، اساس، بنیاد، ته ستون، تکیه گاه، فرومایه، (موسیقى) صداى بم، بنیان نهادن، مبنا قرار دادن، پست، شالوده